۱۳۸۸ آبان ۱۴, پنجشنبه

[36] - سر حافظ 50 متر جلو تر از خط مقدم بود

- این مدت که نبودم، هیچ دلیلی نداشت. فقط چیزی برای نوشتن نداشتم. گویا دچار دوران رکود شده ام!
- این مدت، خبرهای متفاوتی به گوش می رسید. چه قبل سیزده آبان و چه بعد از سیزده آبان. دو خبر بود که بسیار من را خوشحال کرد. به نوبت. اول از همه حضور جنبش ساختگی سبز علوی بود.وقتی خبر را در سایت دویچه خواندم، فکر می کردم وای چه خاکی بر سرمان شد و نکند مردم در مقابل این بازی جدید بی تفاوتی نشان دهند و آن را بی اهمیت بپندارند و خبر دوم گزارش « دی ولت » بود از شعارهاس سیاسی مردم در سیزده آبان، اینکه بر خلاف میل دولت شعار مرگ بر روسیه سر داند و خطاب به اوباما شعار می دادند: باراک حسین اوباما / یا با اونا یا با ما.
چیزی که باعث خوشحالی من شد این بود که تصورات قالب من را در مورد مردم تکان داد. هیچ گاه فکر نمی کردم عقل جمعی اینگونه خوب و هوشمندانه عمل کند. به راستی درود بر این مردم.
- نکته ی بعدی که بعد از شنیدن پیغام مردم به اوباما به ذهنم رسید این است که به راستی چقدر زود توانستیم با اتحاد خود یک سری چیزها را عوض کنیم. همین شش ماه پیش بود که باید هویت خود را از مردم فرنگ نوشین مخفی می کردیم چون ایرانی و ایرانی بودن ننگ بود. اکنون ایرانی بود معنایی متفاوت دارد که هیچ، نشریات معتبر و دولت ها نیز صدای ما را می شنود.
- فکر می کنم خشونت بی اندازه در سیزده آبان نشان از چند چیز داشت. اول از همه واضح است که می خواهند با این خشونت مردم را از حضور در مراسم بعدی بترسانند. نکته ی دیگری که به ذهن می می رسد این است که باید فکر کنیم این متشنج بودن فضا، به نفع ماست یا به نفع آنها؟ به نظرم این جماعت از خدایشان است کار به جایی بکشد که تانک به خیابان بیاورند و به روش چینی عمل کنند. فکر می کنم عقلانی بودن فضا کمک خواهد کرد که ما زودتر پیروز شویم. اما مرز خشونت کجاست؟ من جواب این سوالهای را نمی دانم. فقط می دانم که قدرت نظامی این جماعت بیشتر از زمانی است که ما نیز روی به اعمال خشونت آمیز بزنیم. و به یک چیز دیگر نیز باید توجه کرد و آنهایی که باتوم به دست دارند، آن سگ های بی شرف که مردم را می زنند. تا کجا می تونند پا روی شرف نداشته اشان بگذارند؟ آیا حاضر به قتل عام ما خواهند شد؟ به راستی این آرام بودن کار به کجا خواهد برد؟

- روی وب یک سری متن منتشر شد که عزیزی از گوشه کنار وب - در واقع گودر - جمع کرده بود و روایت افرادی متفاوتی بود از اتفاقاتی که بر سرشان آمده در سیزده آبان. تیتر این پست را از میان یکی از این گفته ها انتخاب کردم. برای ثبت در تاریخ.

- کاریکاتور از نیک آهنگ کوثر / عکس از دانلود شده از خبرگزاری دویچه وله مربوط به سیزده آبان هزار و سیصد هشتاد و هشت.

2 comments:

Mohammad Reza گفت...

امیدوارم این بار پل شیخ فضل ا... از روی ستارخان رد نشده و ما بدون دردسر از انقلاب به آزادی برسیم

عليرضا كياني گفت...

با درود
1- با كامنت جناب محمدرضا خيلي حال كردم.
2- شما هم كمي آرامتر!

ارسال یک نظر